تبليغاتX
:: کانون دانشجویی رهپویان منجی(عج) ::  

خدا كند كه رضایم فقط رضای تو باشد هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد



بسم رب المهدی (عج)

آيا بهائيت يك دين است يا يك گروه و حزب سياسي؟

                                 الهی عجل لولیک الفرج

بنيانگذار فرقة بهائيت ميرزا حسينعلي نوري معروف به بهاءالله است و اين فرقه نيز نام خود را از همين لقب برگرفته است. پس از اعدام علي محمد باب«باني فرقة بابيه» به دستور اميركبير، عموم بابيه به جانشيني يحيي معروف به صبح ازل كه برادر كوچكتر ميرزا حسينعلي بود معتقد شدند و چون در آن زمان يحيي بيش از نوزده سال نداشت، حسينعلي بهاء زمام كارها را بدست گرفت. حسينعلي از نخستين گروندگان به بابيه و از اعضاي فعال آن فرقه به شمار مي رفت و در سوء قصدي كه به ناصرالدين شاه صورت گرفت، دخالت داشت و اگر وساطت شخص سفير روس نبود، توسط دولت اعدام مي شد. سفير روسي نه تنها جان او را نجات داد بلكه زمينة سفر او را به بغداد فراهم كرد. در بغداد كنسول دولت انگلستان و نيز نماينده دولت فرانسه با بهاء الله ملاقات كرده و حمايت دولتهاي خويش را به او ابلاغ كردند و حتي تابعيت انگلستان و فرانسه را نيز پيشنهاد نمودند. آدمكشي ها و خرابكاريهاي بابيان در بغداد باعث شد كه توسط دولت عثماني ابتدا به استانبول و سپس به ادرنه تبعيد شوند در اين زمان ميرزا حسينعلي مقام«من يظهره اللهي» را براي خود ادعا كرد. البته طبق ادعاهاي علي محمد باب قرار بود حدود دو هزار سال بعد از او كسي كه«من يظهره الله» است ظهور كند، ولي شماري از سران بابيه به اين موضوع اهميت ندادند و فقط در بغداد حدود بيست وپنج نفر خود را«من يظهره الله» ناميدند. پس از ادعاي حسينعلي بهاء نزاع و جدايي ميان بابيان آغاز شد. بابيهايي كه ادعاي او را نپذيرفتند و بر جانشيني ميرزا يحيي صبح ازل باقي ماندند،ازلي نام گرفتند و پذيرندگان ادعاي ميرزا حسينعلي بهاء الله،«بهايي» خوانده شدند. منازعات ازليه و بهائيه در ادرنه شدت گرفت و حتي به كشتار طرفين انجاميد و هر يك از دو طرف بسياري از اسرار يكديگر را باز گفتند.(۱) بارزترين مقام ادعايي حسينعلي، ربوبيت و الوهيت بود و تاريخ نشان مي دهد كه شخصيت او همانند شخصيت علي محمد باب دچار تزلزل و اختلال بوده است. برخي از محققين فرقة بابيت و بهائيت پس از بررسي سخنان و كتابهاي علي محمد باب و حسينعلي بهاء به اين اختلال فكري و رواني اشاره كرده و نمونه هايي نيز ذكر كرده اند.(۲)

در تاريخ بهائيت ردپاي استعمار به روشني ديده مي شود به ويژه اينكه پس از مرگ حسينعلي پسر ارشد و جانشين او عباس افندي (1260 ـ 1340 ق) ملقب به عبدالبها سفري به اروپا و آمريكا داشت و اين سفر نقطة عطفي در ماهيت آئين بهايي محسوب مي گردد.(۳) پيش از اين مرحله، آئين بهايي بيشتر به عنوان يك انشعاب از اسلام يا تشيع و شاخه اي از متصوفه شناخته مي شد و رهبران بهائيه براي اثبات حقانيت خود از قرآن و حديث به جستجوي دليل مي پرداختند ولي پس از اين مرحله بهائيت خود را آئيني مستقل از اسلام و حتي همطراز با اديان بزرگ يهوديت، مسيحيت و اسلام معرفي كرد(۴) و دولت اسرائيل كه از حاميان اين فرقه تا زمان حاضر است، اين مطلب را پذيرفت و مركز اصلي بهائيت را كه در فلسطين اشغالي است تقويت كرد. در تعريف ها و تقسيم بنديهاي مختلفي كه از اديان گوناگون ارائه شده است، بهائيت را در زمرة اديان جديد گنجانده اند و در مجامع علمي برخي كشورها به ويژه انگليس و آمريكا به عنوان ديني نو ظهور و مستقل از اسلام مطالعه مي شود.(۵) از اين رو بايد ميان بهائيت ابتدايي كه خود را ادامة فرقة بابيت مي دانست با بهائيتي كه پس از درگذشت حسينعلي بهاء و ارتباط جانشين او با غرب معرفي شد كه اساس تعاليم آن را سه اصل بنيادي:
1. وحدت ذات الهي
2. وحدت عالم انساني
3. وحدت اساس اديان،(۶)
تشكيل مي داد تفكيك قائل شد. دورة اول را مي توان به عنوان بدعتي در دين اسلام دانست ولي در دورة دوم، به طور كامل از اسلام جدا مي شود و مباني آن براساس پلوراليسم و قبول همة اديان و سعي در اتحاد آنها، از اديان ديگر نيز تاثير مي پذيرد.(۷) از آنجا كه نقش استعمار در شكل گيري ابتدايي بهائيت در هاله اي از ابهام باقي مانده است، اين فرقه را نمي تو ان جزو گروههاي سياسي محسوب داشت ولي آنچه مسلم است آن است كه استعمارگران از اين فرقه به عنوان ابزاري قوي در ايجاد تفرقه در ميان خطوط مقدم شيعيان اجنبي ستيز و به ويژه ضربه به مرجعيت كه نيابت عام امام معصوم در عصر غيبت بر عهدة آنان است، نهايت استفاده را كرده اند. زيرا طرح نيابت خاص از سوي امثال علي محمد باب و حسينعلي بهاء، موجب تضعيف نيابت عام فقيهان مي شد و رويگرداني مردم از فقيهان مانع از تكرار رويدادي مانند تحريم تنباكو كه شكست حيرت انگيز اقتصاد استعمار را به دنبال داشت مي شد.(۸)

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. بهائيت در ايران، سعيد زاهد زاهداني.
2. فرق و مذاهب كلامي، علي رباني گلپايگاني.
3. (دربارة بهائيت معاصر) انشعاب در بهائيت.




۱) برگرفته از مقالة بابي گري تا بهايي گري، عزالدين رضانژاد، فصلنامة انتظار موعود سال سوم شمارة دهم، زمستان 1382 و مقالة نقد و بررسي آئين بهائيت، عزالدين رضانژاد فصلنامة انتظار موعود سال چهارم، شمارة يازدهم و دوازدهم، بهار و تابستان 1383. 
۲) افراسيابي، بهرام، تاريخ جامع بهائيت، انتشارات سخن، چاپ اول، زمستان 1368، ص 461 و 521. 
۳) همان، ص 569 و 575. 
۴) ويليام هاچر، ديانت بهائي، ترجمه: پريوش سمندري، انتشارات مؤسسه معارف بهائي، آگوست 1989، ص 6. 
۵) همان، ص 6 و 8. 
۶) همان، ص 113. 
۷) همان. 
۸) فصلنامه انتظار موعود، سال چهارم، شماره يازدهم و دوازدهم، بهار و تابستان 1383، مقاله نقد و بررسي آئين بهائيت، عزالدين رضانژاد، ص 536.

 از دوستان بزرگوارم در کانون وبلاگنویسان مذهبی تشکر میکنم و براشون آرزوی موفقیت دارم .

 

مهدوی باشید و سبز

 

+نوشته شده درپنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 23:2 توسط از تبار گل یاس |

بسم رب المهدی (عج)

                                اللهم عجل لولیک الفرج           

با توجه به اينكه فرقه بهائيت در دوره قاجاريه بوجود آمده است، بايد ديد اوضاع جامعه از لحاظ فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي آن زمان چگونه بود؟ چرا كه براي پيدايش هر تفكري هر چند غلط و گمراه كننده، بايد زمينه آن در جامعه باشد تا عده اي به طرف آن فكر بيايند. عواملي كه در بوجود آمدن بهائيت اثر گذار بودند عبارتند از:
1.عامل اجتماعي: در دوران قاجاريه اصلي ترين زمينه منازعات اجتماعي، شكاف بين دولت و ملت بود. زيرا يكي از اقتدارهاي عمده در ايران، اقتدار دولت بود، و اين اقتدار بر اساس زور بوجود آمده بود. مردم به علت نيازشان به امنيت، اين زورگويي را تحمل مي كردند و مسائل اجتماعي خود را با روحانيت حل و فصل مي كردند، اما از همان روزي كه ضعف دولت فتحعلي شاه در جنگ هاي ايران و روسيه، آشكار شد، بخشي از زمينه را براي گرايش مردم به انديشه هاي افراطي در مورد امام زمان ارواحنا له الفداء فراهم نمود. و در دولت محمد شاه، به علت گرايش او به نوعي تصوف، اين زمينه بيشتر شد و در اواخر حكومت محمد شاه قاجار، به بهانه اعتراض به وضعيت اسفبار مردم، و در مقابله با دولت، شورشهاي بابيه شكل گرفت و با ادعاي ماموريت براي هدايت جامعه از سوي حضرت مهدي ارواحنا له الفدا و با تبليغ بر عليه ظلم توانست، تعدادي پيرو بدست آورد، ولي در زمان ناصرالدين شاه به خاطر حركت روحانيت سركوب شدند.(۱)
2. عامل سياسي: در زمان فتحعلي شاه رقابت شديد انگلستان و فرانسه در ايران و مسئله جنگ هاي ايران و روس، وضعيت پيچيده اي ايجاد كرده بود و سرانجام ايران با شكست مواجه شد و با بستن قراردادهاي گلستان و تركمان چاي بخش هاي وسيعي از كشور به روس ها واگذار شد! همين شكست، ايران را به شدّت به روس وابسته كرد، وقتي هم ناصر الدين شاه به سلطنت رسيد براي دوام حكومت خويش به فروش كشور به روسيه و انگليس پرداخت؛ در اين دوران، افعانستان، مرو و .... از ايران جدا شدند. اما ملت در مقابل استعمار و در مواردي در مقابل دولت خويش ايستاد، مانند فتواي جهاد توسط علما در جنگ ايران و روس، نهضت تنگستان بر عليه انگليس و ..... در اين برهه استعمار، ايجاد تفرقه مذهبي در ايران و ساير ممالك اسلامي را وجهه همت خود قرار داد. و علي محمد شيرازي را در ميان شيعيان به عنوان باب و واسطه امام زمان ـ عليه السّلام ـ براي شكستن اقتدار روحانيت و دين، و به تبع آن اقتدار باقي مانده دولت با درگيري هاي داخلي، جلو انداختند تا ايران به فكر بازپس گرفتن شهرهاي از دست رفته خود نباشد. و متأسفانه خود دولت هم به اين فرقه كمك هايي كرد تا مردم را مشغول كرده و فرصت اعتراض را از آنها بگيرد.(۲)
3. عامل فرهنگي: در زمان قاجاريه بيش از نود درصد مردم بي سواد بودند، يك سري اعتقادات خرافي )يعني اوهام و خرافاتي كه رنگ مذهبي به خود گرفته بود) در ميان مردم رسوخ كرده بود و هر كس آن را قبول نمي كرد، مورد لعن قرار مي گرفت و اين فرصتي بود تا مردمي كه باب و بهائيت را به عنوان واسطه امام زمان ـ ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ قبول نمي كردند، به عنوان مخالف امام زمان ـ عليه السّلام ـ معرفي شوند.(۳)
4. عامل اقتصادي: در زمان قاجاريه، ايران در وضعيت اسفباري به سر مي برد به طوري كه قحطي و ركود بازار همه جا را فرا گرفته بود و اگر هم در منطقه اي رونقي وجود داشت، سودش به يك عده اي از طرفداران عناصر دولتي مي رسيد. از طرفي بيماري هاي واگيردار مانند وبا، طاعون و جنگ هاي داخلي و خارجي، هزاران نفر را از بين برده بود، اين آفات،‌ هم از شمار مردم مي كاست و هم بنيه و روحيه بازماندگان را تضعيف مي نمود، در نتيجه به اقتصاد كشور لطمه زيادي زده شده بود. در چنين شرايط اقتصادي و با شكسته شدن روحيه مردم به علت شكست در جنگ ها و ....، احتمال گرايش مردم به روزنه اميدي كه منجي عالم بشريت باشد و جهان را پر از عدل و داد كرده و ريشه فقر را بخشكاند افزايش مي يافت.(۴) با توجه به اين عوامل، هر چيزي كه باعث دگرگون ساختن محيط جامعه گردد، از سوي مردم مورد استقبال قرار مي گيرد، به هيمن خاطر عده اي از مردم به اميد گشايش در امور اعتقادي، سياسي، اقتصادي به وعده هاي مدعيان بابيت اميدوار شدند و بعدها نيز با حمايت استعمار و تبليغات گسترده و خرج كردن پول هاي فراوان، عده اي به طرفداري از علي محمد باب و ميرزا حسينعلي بهاء ادامه داده و در نهايت به عنوان يك بهايي از جرگه مسلمانان خارج شدند. بنابراين عوامل متعددي در پيدايش بهائيت مؤثر بودند كه به برخي از آنها اشاره شد و عوامل متعددي نيز در استمرار حيات بهائيت وجود دارد كه بايد در جاي ديگر به آن پرداخته شود.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تاريخ و نقش سياسي رهبران بهائي، مرتضي احمد.
2. ايران در دوره سلطنت قاجار، علي اصغر، شميم.
3. واپسين جنبش قرون وسطائي در دوره فئودال، محمد رضا فشاهي.
4. شيخيگري، بابيگري و بهائيگري، يوسف؛ فضايي.




۱) زاهداني، زاهد؛ بهائيت در ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، دوم، 1381 ش، ص 55.
رك: نصر، تقي، ايران در برخورد با استعمارگران، تهران، شركت مولفان و مترجمان ايران، 1363 ش، ص 147. 
۲) حسيني طباطبائي، مصطفي؛ ماجراي باب و بهاء، روزنه،‌ دوم، 1379ش، ص 45.
رك: زاهداني، زاهد؛ بهائيت در ايران، ص 85. و: خاقاني، ابومحمد، مع الخطوط العريضة لمحب الدين، ص 100.
و رك: ح م ت؛ محاكمه و بررسي در تاريخ و عقايد و احكام، ج 1، ص 230. و رك: رباني گلپايگاني، علي؛ فرق و مذاهب كلامي، ص 341.
۳) نصري، علي؛ نقدي بر اصول دوازده گانه بهائيت، اصفهان، گويا، 1382 ش، ص 9.
۴) بهائيت در ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، دوم، 1381ش، ص 62.

 

مهدوی باشید و سبز

 

 

+نوشته شده درسه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 7:58 توسط از تبار گل یاس |

بسم رب المهدی (عج)

                              بیا ای گل نرجس

بهائيت فرقه اي منشعب از آئين بابي است و بابيت هم برخاسته از مكتب شيخيه است لذا جهت روشن شدن چگونگي بوجود آمدن بهائيت بايد سراغ مكتب شيخيه و بابيت رفت تا جريان بهائيت را بهتر بشناسيم.
بنيانگذاران مكتب شيخيه شيخ احمد احسائي و سيدكاظم رشتي هستند كه رشتي از شاگردان احسائي بوده و اين مكتب براي خود چهار ركن قائل هستند كه ركن چهارم را شيعه كامل مي دانند كه در شيخيگري پس از توحيد و نبوت و ولايت شيعه كامل چهارمين ركن است.
زندگي سيد علي محمد شيرازي معروف به باب را اينگونه مي توان ترسيم كرد:
1. دوران نوجواني او كه داراي دو ويژگي است. يكي راز و نيازهاي غيرعادي كه با قرائت ادعيه و زيارتهاي مذهبي همراه بوده و رياضت و چلّه نشيني حتي در دوران تحصيل، رويه او بوده است.(۱) ديگر اينكه دايي سيد علي محمد او را پيش استادي به نام شيخ عابد كه از شاگردان شيخ احسائي و رشتي است جهت يادگيري تعاليم ديني مي برد.(۲)
2. در سفري كه سيد علي محمد در سال 1255 قمري به كربلا انجام مي دهد، با برخي از شاگردان سيد كاظم رشتي آشنا و به خدمت رشتي رسيده و در حلقه درسي او جا مي گيرد. گويا باب در مدّت اقامت يك ساله در كربلا پيرامون مسئله امام دوازدهم در تلقي شيخيه مي انديشيده و موضوع ركن چهارم و چگونگي آن، وي را به تأمل بسيار واداشته و وسوسه هاي مرموزي در دل او ايجاد مي كند.
3. به دنبال درگذشت سيد كاظم رشتي در سال 1259(هـ . ق) در كربلا، شاگردان وي در جستجوي جانشيني براي رشتي مشغول مي شوند كه بنابر عقيده خود، جانشين بايد مصداق شيعه كامل و ركن چهارم باشد. نكته اي كه در اينجا قابل تأمل است اينكه با وجود علماء اخباري شيعه و شيخيه مثل قزويني، زنجاني، بشرويه اي و ابوالفضل گلپايگاني كه از پيروان سيد كاظم رشتي مي باشند، علي محمد خود را به عنوان ركن چهارم معرفي مي كند، در حالي كه از نظر مقام علمي همچون شاگردي خردسال در ميان آن عالمان بوده است.
باب بعد از مرگ رشتي به خاطر اختلاف آراء در مورد جانشيني سيد كاظم رشتي، با ادعاي ركن چهارم، افراد پراكنده شيخيه را به سوي خود جلب مي كند و سپس براي آنكه عامه مردم را به طرف خود بخواند دعوي سفارت و بابيت حضرت ولي عصر ـ عليه السّلام ـ مي كند و بعد از مدتي كه بازارش گرم مي شود دعوي مهدويت و ولايت مي نمايد و چون به خيال خودش در اين مرحله نيز پيشرفت مي كند، شروع به ساختن احكام و قوانين كرده و ادعاي رسالت و نبوت نموده و بالاخره ادعاي الوهيت و ربوبيت مي كند و علت اين امر هم روش تأويل گرايي شيخيه است كه توانست با اين حربه، بخش هايي از قرآن كريم را تفسير نمايد و در نهايت بخاطر همين ادعاهاي باطل و كفر آميز به اعدام محكوم مي شود و وقتي كه علي محمد شيرازي در تبريز اعدام شد تزلزل و شكاف عميقي در بين طرفداران بابيت بوجود آمد و بابيان به دو گروه ازليان و بهائيان منشعب گرديد.
ميرزا حسينعلي بهاء و رهبر بهائيان در تهران ساكن بود و در سن 28 سالگي در پي تبليغ ملاحسين بشرويه اي معروف به باب اللباب در شمار نخستين گروندگان باب درآمد و از آن پس يكي از فعالترين افراد بابي شد و به ترويج بابيگري بويژه در نور و مازندران پرداخت و برخي از برادرانش از جمله ميرزا يحيي نيز بر اثر تبليغ او به اين مرام پيوستند.
با توجه به مطالب فوق عوامل پيدايش بهائيت را چنين مي توانيم بيان كنيم. مبناي فكري شيخيه بر مشرب اخباري گري استوار است وقتي اخباري ها در زمينه هاي مختلف مغلوب اصوليون شدند و مبارزه ديني و شرعي وحيد بهبهاني تفكر اخباريون را در هم پيچيد و بساط اخباريگري را در محدوده فقه و برخي آراء كلامي از بين برد فرقه بابيت پيدايش خود را از اين مقطع زماني آغاز مي كند. (۳)
اما در اين ميان سياست دولتهاي استعماري و حمايت آنها در پيشرفت و بقاء و حتي در پيدايش بهائيت قابل توجه مي باشد. وقتي در شوال 1268 حادثه تيراندازي دو تن از بابيان به ناصرالدين پيش آمد، حكومت مركزي قرائن و شواهدي كه در اختيار داشت ميرزا حسينعلي نوري معروف به بهاء را طراح اين سؤ قصد شناخته و به دستگيري وي اقدام كردند. با توجه به اينكه شوهر خواهر بهاء منشي سفارت روس و هم در همسايگي سفير روسي بوده، وقتي كه بهاء را ملاقات مي كند وي را به منزل خود و بعد به خانه سفير روسي مي برد و از آن طريق مدتي در مقرّ تابستاني سفارت روس در زرگنده شميران سپري مي كند، تا از تعقيب و دستگيري مصون ماند و سفير روس بر ادامه اقامت وي اصرار مي ورزد و از تسليم او به نمايندگان شاه امتناع مي كند و از بهاء الله مي خواهد كه به خانة صدراعظم برود و نامه اي به صدر اعظم مي نويسد و در آن تأكيد مي كند كه از طرف سفارت روسيه از او پذيرايي كند و در حفظ و حراست او بكوشد و چنانچه آسيبي به وي برسد شخص صدر اعظم مسئول سفارت روس خواهد بود و سفير روسي با وساطت و دخالت خود در آزادي او مي كوشد و سعي مي كند بي گناهي او را به اثبات برساند و موجب گرديد كه حسينعلي از زندان آزاد شود.(۴)
مطلب بعدي اينكه وقتي بهاء با عده اي از بابيان به طرف عراق حركت مي كنند نماينده اي از روس و ايران به همراه آنان مي گمارند. از همة اينها معلوم مي شود كه سفارت روس از همان وقت ميرزا را تحت نظر و حمايت گرفته به طوري كه دولت ايران نتوانست درباره او تصميمي مستقل بگيرد. و مويد اين مطلب زماني است كه دولت روس بهائيان را به رسميت شناخته و قمراف حاكم تركستان به معاونت و مساعدت ايشان پرداخته، تا جايي كه اظهار مي كند در عشق آباد معبد بسازند و در ظلّ اقتدار دولت روسيه رسميت يابند.(۵)
بعد از آنكه حسينعلي نوري در عراق ساكن مي شود، صبح ازل و بهاء بر سر جانشيني اختلاف مي كنند و با توجه به اينكه باب، به ميرزا يحيي توجه بيشتر داشته عده اي از طرفداران باب او را جانشين باب مي دانند و ازليان به همين دليل در آغاز، اكثريت را تشكيل مي دادند ولي بعدها تدابير بهاء الله موجب شد ازليان در اقليت قرار گيرند و به تدريج منقرض شوند.
يكي از عوامل پيروزي بهاء الله حمايت انگليس است. وقتي بهاء به عراق تبعيد شد دولت انگليس به افراد فعّال احتياج زيادي داشت و ميرزا بهاء الله به تدريج با سياست انگليس ارتباط پيدا كرده تا جايي كه نظر دولت انگليس را به سوي خود جلب مي كند. شاهد اين امر اين است كه وقتي در سال 1278 ميلادي «آرنولد با روز كمبال» ژنرال كنسولي دولت انگليس با ميرزا حسينعلي ديدار مي كند، پيشنهاد حمايت و تابعيت دولت انگلستان و مهاجرت به هند استعماري يا هر نقطه ديگر را به وي مي دهد و نظير همين تقاضا را نايب كنسول فرانسه در «اورنه» به ميرزا بهاء مي دهد تا مورد حمايت و تقويت قرار گيرد. و ديگر اينكه در ايام اقامت ميرزا بهاء و بابيها در عراق و استانبول مقرّري تعيين شده بود كه بعدها حسينعلي از اين امر اظهار پشيماني مي كند.
حمايت انگليس از ميرزا بهاء تا آخر عمر او بوده و زماني كه سردار بريتانيايي در سال 1918 ميلادي حيفا را فتح مي كند، هنگام ورود به شهر، فرمان خاصي از طرف امپراطور انگليس مبني بر ديدار ميرزا بهاء دريافت مي كند و پادشاه انگليس درجه نجابت و بزرگي به او مي دهد كه البته نشاني دادن به شخص ميرزا بهاء از طرف انگليس آن هم در روزهاي اول فتح و غلبه بر دولت عثماني، بايد در مقابل سوابق ممتد و خدمات مفصلي باشد.(۶)
و بدين سان به علت خلأهاي فرهنگي و علمي و خصوصاً بذر بد فرجام بهائيت در كشورهاي اسلامي با حمايت دولتهاي استعماري مثل روسيه و انگليس پاشيده شد و نهال آن در دامن كج انديشان به اصطلاح روشنفكر پرورش يافت.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. شناخت امام عصر ـ عليه السّلام ـ موسوي نيا.
2. اديان و مذاهب، ج2، سيد صادق بني حسيني.
3. فرق و مذاهب كلامي، رباني گلپايگاني.



 ۱) مبلّغي آباداني، تاريخ اديان و مذاهب. ج 3، ص 1397.
 ۲) طباطبائي، سيدمصطفي، بررسي باب و بهاء، ناشر روزنه تهران، ص 37،.
 ۳) تاريخ اديان و مذاهب، ج 3، ص 1401. 
 ۴) دانشنامه جهان اسلام، زير نظر حداد عادل، بحث بهائيت، تهران، 1376، ج 3، ص 735.
 ۵) محاكمه باب و بهاء، ناشر مصطفوي، تهران، 1336، ج 3، ص 180.
 ۶) محاكمه باب و بهاء، ص 181.

 

مهدوی باشید و سبز

 

+نوشته شده درسه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 7:40 توسط از تبار گل یاس |